ماموریت رفتن بابا
سلام به همه ی دوستای گل خودم که همیشه و در همه حال پیگیر حال ما هستین روز چهارشنبه وقتی بابا اومد خونه گفت که فردا قراره بره ماموریت قزوین و چند روزی اونجا میمونه. خیلی حالم گرفته شد. ولی خب دیگه کاری نمیشه کرد. منو عسل هم وسایلامونو جمع کردیمو پنج شنبه صبح زود رفتیم خونه ی مامان جون. و امروز اومدیم خونمون. تو این مدتی که تبریز بودیم رفتم و همه ی خریدامو انجام دادم. خیلی خیلی خوشحالم ولی اعتراف میکنم که بازم چشمم دنبال لباس بچه بود. چون آدم هر چی نگاه میکنه سیر نمیشه که. خلاصه بعدا عکس عیدی عسل رو هم میزارم براتون چون هنوز آماده نشده کههههههههه...
نویسنده :
♥ بــابــا و مــامــان ♥
17:38







